بهائیان و ایران آینده

cover_bahaiyan_va_irane_ayandeh

book-download

book-purchase

نویسنده: ب. همایون

ناشر: انتشارات پیام

معرفی کتاب «بهاییان و ایران آینده» به قلم شینتو:
اغلب درباره تعلق خاطر بهاییان به ایران، زادگاه دیانت بهایی ترد یدهایی مطرح می شودکه شاید به یک اعتبار بتوان منشا انها را نظرات ادوارد گرانویل براون مشتسرق معروف بریتانیایی دانست که می گفت نگرش جهانی دیانت بهایی در اهداف خود مانع از آن است که بتواند خدمتی به تجدید حیات سیاسی ایران بنماید. او نظر خود را به این بیان حضرت بهاءالله مستند می کرد که «لیس الفخر لمن یحب الوطن بل لمن یحب العالم» (عالم دوستی مایه افتخار است و نه وطن دوستی ). او اگر چه این هدف را ارج نهاده آنرا متعالی می دانست ولی معتقد بود که در این زمان (قرن نوزدهم)، ایران به مردانی نیاز دارد که عاشق وطنشان و نه چیز دیگر باشند. اگر براون ایده بهاییان را حد اقل در تئوری، متعالی می دانست  بعدها کسانی، این را هم نادیده گرفته و تردیدها را به اصل و ریشه راجع کرده  و بهاییان را نه تنها اصولا بی علاقه به ایران و ایرانی بلکه یکسره درخدمت بیگانگان دانستند.


کتاب « بهاییان و ایران آینده » نوشته  ب. همایون، تلاش دارد تا نشان دهد که جهان وطنی مانعی برای وطن دوستی و وطنخواهی نبوده بلکه مرحله ای ورا و فرای آن است که تمام معیارهای لازم برای تحقق یک وطن دوستی صحیح را در بر می گیرد و بهاییان در عمل نشان داده اند که چقدر برای ترقی ایران و ایرانی اهمیت قائلند، آن را سرزمینی مقدس دانسته و معتقدند که مستقبل ایران در نهایت عظمت و شکوه است و برای تحقق این آرزوی بزرگ از هیچگونه فداکاری دریغ نداشته و ندارند.
بخش اول این کتاب  با عنوان «انسان و آیین» به اهمیت و نقش ادیان در تربیت معنوی جوامع انسانی ودرنتیجه تعالی اجتماعی نوع بشر پرداخته و دیدگاههای دیانت بهایی درباره بنیادهای رفتار انسانی را بیان می دارد .
بخشهای دوم و سوم با عنوان «پرورش» و «آموزش» و با هدف نشان دادن تقدم پرورش بر آموزش به اهمیت تربیت انسانها از اوان کودکی ولزوم عمومیت این تربیت برای همه کودکان جهان واینکه به همین دلیل دیانت بهایی  اصولا برای تربیت دختران به عنوان نخستین پرورندگان کودکان در آینده، اهمیت بیشتری قائل است، می پردازد. آموزش اجباری و همگانی و رایگان، آموزش فنی در کنارآموزش نظری، تربیت جسمانی، ممنوعیت هر گونه تنبیه بدنی و تحقیری، تربیت آموزگاران لایق و توانا وتوجه خاص به مقام وارزش آنان، تدوین کتابهای درسی با توجه به دانش زمانه، گوشه هایی از اصول مورد نظر دیانت بهایی برای ارائه آموزش صحیح می باشند. در پایان این بخش، نویسنده، تعالیم سید باب در مورد منع تنبیه بدنی دانش آموزان در دوران قرون وسطایی جامعه عصر ایران، تاثیر مدارس سر خانه و تربیت دختران و پسران در کنار یکدیگر بویژه آموزش موسیقی و آواز، تاسیس مدرسه پسرانه تربیت در سال ۱۳۲۱ هـ . ق با بیش از ۷۰۰ ودر پی آن تاسیس مدرسه دخترانه تربیت با بیش از ۶۵۰ دانش آموز در تهران و همچنین در نجف آباد و در ۱۹ شهر و ناحیه دیگر را بعنوان نمونه ها یی از اقدامات عملی بهاییان در تحقق این اهداف  ذکر می کند.
بخش چهارم به پیشنهادات دیانت بهایی درباره نوسازی اقتصادی اشاره دارد. تامین حداقل رفاه مادی برای تهیدستان با همکاری هر دو بخش دولتی و مردمی، جلوگیری از انباشت ثروت ا زطریق وضع قوانین عادلانه، ایجاد یک سیستم مالیات تصاعدی، اصلاح قانون ارث، گسترش اخلاقیات، اصلاح نگرش معمول نسبت به کار و معادل دانستن کار با عبادت و نه نوعی تنبیه و رنج، تعامل انسان دوستانه بین کارگر و کارفرما و سهیم شدن کارگران در سود کارخانه ها (در زمانی که هنوز حتی خبری از کارخانه در ایران نبود) وهمچنین ارائه نمونه های عملی و مستند از اقدامات بهاییان در ایران برای تحقق اهداف فوق از اهم مطالب این بخش است.
بخش پنجم به اصل اساسی تساوی حقوق زن و مرد توجه داشته و نشان می دهد که در جامعه بسته و سیاهپوش ایران قرن ۱۹، چگونه دیانت بهایی زنان را از قیود موجود رهایی بخشیده در تمام زمینه های فعالیت های اجتماعی وارد ساخت. قدسیه اشرف اولین زن ایرانی که برای تحصیل به خارج اعزام شد بهایی بود و زنان  بهایی از پیشگامان احداث مدارس دخترانه در ایران بودند نظیر فاطمه سلطان بگم ( مدرسه دخترانه کاشان)، علویه خانم ( مدرسه دخترانه مازندران )، حاجیه بی بی صغرای یزدی ( مدرسه دخترانه یزد).
بخش های ششم، هفتم و هشتم کتاب، با عناوین «دخالت در سیاست» ،«نظام سیاسی» و «نو سازی نظام سیاسی»، به تعریف سیاست و نظام سیاسی و نظرات دیانت بهایی در این باره پرداخته و روشن می سازد که دیانت بهایی از دخالت در حکومت و سیاست اجتناب کرده و تحول جامعه ایران را نیز در گرو تامین جدایی دین و دولت می داند و این که بهاییان همیشه به این اصل وفادار و در عین حال همیشه در خدمت به حکومت متبوع خویش کوشا بوده اند. علیرغم این وفاداری، جامعه بهایی ایران همواره کما بیش مورد تعرض حکومت و رهبریت شیعیان ایران بوده اند که نویسنده موارد مستند این اقدامات را شرح می دهد. همچنین نظام سیاسی مورد نظر جامعه بهایی که یک نظام دموکراتیک مبتنی بر حقوق و وظایف شهروندی و دارای نهادهای قانونگذار، مجریه و قضاییه، توسط نویسنده معرفی و لزوم نو سازی نظام سیاسی، در سطح ایران و جهان با تکیه بر دو پایه جمهوریت و سلطنت و با ارائه دیدگاهی جدید و متعالی از این دو نظام را متذکر می شود .
«علل واپسماندگی ایران و راه غلبه برآن» موضوعی است که نویسنده در بخش نهم به آن می پردازد و در طی آن دخالت علما در امر حکومت در دوران صفویان و در مرحله حساس تاریخی که اروپا راه ترقی را آغاز کرده بود، (کافر) و (نجس) خواندن بیگانگان توسط علما که عملا راه هر گونه تبادل فکری و علمی را با اروپاییان مسدود می ساخت و دخالت مجدد رهبری مذهبی در زمان فتحعلی شاه و کشاندن ایران به جنگ با روسیه را عامل موثر این واپسماندگی معرفی و اظهار می دارد که هر چند آشنایی مردم با موازین زندگی اروپایی و بیداری احساس ملی، منجر به  اقداماتی در جهت رهایی از این واپسماندگی شد اما در نهایت سلطه رهبری مذهبی و اسارت ذهن مردم  در تحت این رهبری باعث شد که هرگونه دگر اندیشی با شدت سرکوب شود. نویسنده با نشان دادن قدرت این سلطه و عمق نفوذ آن در مردم به تشریح چگونگی عملکرد این سیستم پرداخته و در پایان روشنگریهای بهاییان برای خروج از این بن بست را بر می شمارد.
«نوسازی فرهنگی»، بخش دهم و یکی از مهمترین قسمت های این کتاب با ارزش، به تشریح دیدگاه های دیانت بهایی درباره فرهنگ و به خصوص با توجه به استعداد مردم ایران در جبران حتی پرشتاب عقب ماندگی خود می پردازد. نوع نگرش به  خرد و گفتار و آفرینش های هنری، توجه به نقش اقوام و  تیره های مختلف در تاریخ تمدن و فرهنگ ایران، توجه به تاریخ ادیان و افسانه زدایی از آنها و نوع برخورد دیانت بهایی با فرهنگ رایج در غرب، از عمده ارزشهای مطرح در این باره هست. نویسنده از یکسو  به بحث عرفان بعنوان مهمترین زمینه ای که اندیشه ایرانی در ان تبلور یافته پرداخته واز سوی دیگرسعی می کند تا تفاوت ان را با پستی های اخلاق صوفی منشانه باز نمایاند و شیوه بهاییان در مورد خرافات و خرافات زدایی را تشریح کند.
و نهایتا در «سخن پایانی»، نویسنده ضمن پرداختن به دو تاثیر مختلف ادیان در فرهنگ و تمدن جهانی،یکی مثبت و ذاتی و دیگری منفی و عارضی ،نشان می دهد که آیین بهایی به همان اندازه که برای نقش و عملکرد دین اهمیت قائل است سوء استفاده از ان را نیز فاجعه انگیز می داند اما در عین حال معتقد است که دانش،هنر و قلسفه قادرنبوده ونخواهند بود که همه جوانب هستی بشری را توصیف نموده و نیازهای روح متکامل او را براورده سازند و عالم بشری محتاج تعالیم الهی است.
نویسنده دانا و توانای این کتاب، با تسلط و آگاهی کامل بر موضوع مورد بحث، برای هر بخش، مستندات کامل و شامل از نصوص دیانت بهایی را  ارائه می کند و از این نظریک اثر تحقیقی با استفاده از منابع درجه اول (و نه صرفا یک اثر توصیفی) را به یادگار نهاده است.
این کتاب در ۱۰ «بخش» و یک «پیشگفتار» و یک «بخش پایانی»، در ۱۱۵ صفحه توسط انتشارات پیام در سال ۱۳۸۵ شمسی، ۲۰۰۶ میلادی و ۱۶۳ بدیع منتشر شده است. مطالعه این اثر نفیس به عموم ایران دوستان و حقیقت جویان توصیه می شود.  

 
 پست الكترونيكي